خانه درباره ما ثبت نام ورود تماس با ما

دنیای ایرانیان

شما اینجا هستید : سرگرمی متن های زیبا و خواندنی اشعار بسیار زیبا و دلنشین(1)

اشعار بسیار زیبا و دلنشین(1)
اشعار بسیار زیبا و دلنشین(1)

با تو لبخندم به رنگ یاس هاست عشق تو زیباترین احساس هاست

یاد تو چون عطر تند رازقیست با تو ماندن معنی دلدادگیست

یاد تو در گوشه ی قلبم نشست شیشه ی اندوه دلتنگی شکست

دست هایت را ز دستانم مگیر این منم در محبس عشقت اسیر

یاد تو ارامش و تسکین من چشم هایت حسرت شیرین من

بی تو باید از جهان دلسرد بود یا که همچون شاعری غمگین سرود

شانه هایت کوهی از تاب و توان نازنین با قلب تب دارم بمان...

 

حس خوبیست در آغوش خودت پیر شوم

اینکه یک عمر به دستان تو زنجیر شوم

آسمانم شوی و تا به سرم زد بپرم :

با نگاه پر از احساس تو درگیر شوم

حس خوبیست نفس های تو را لمس کنم

آنقدر سیر ببوسم...نکند سیر شوم؟

درد اگر از تو به اعماق وجودم برسد

حاضرم دم نزنم تا که زمینگیر شوم

باید ابراز کنم نیت رویایم را

باید از زاویه ی شعر تو تفسیر شوم

یک غزل باشم و تا مرز جنونت بکشم

پر از آرایه و اندیشه و تصویر شوم

اولین تار سفید سرمن را دیدی

حس خوبیست در آغوش خودت پیر شوم

 

با تو لبخندم به رنگ یاس هاست

عشق تو زیباترین احساس هاست

یاد تو چون عطر تند رازقیست

با تو ماندن معنی دلدادگیست

یاد تو در گوشه ی قلبم نشست

شیشه ی اندوه دلتنگی شکست

دست هایت را ز دستانم مگیر

این منم در محبس عشقت اسیر

یاد تو ارامش و تسکین من

چشم هایت حسرت شیرین من

بی تو باید از جهان دلسرد بود

یا که همچون شاعری غمگین سرود

شانه هایت کوهی از تاب و توان

نازنین با قلب تب دارم بمان...

 

باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن

شعر، خوابم میکند ، آرام، بیدارم نکن

دوستت دارم بماند وقت دیگر، وقت هست

بیقرارم مثل هرشب، خوب من، زارم نکن

کار دستم میدهد اینگونه خواهشهای تو

راحتم بگذار جانم، پای در کارم نکن

عاشقی آسایش من ، عشق کابین من است

جان من با واژه های داغ، بیزارم نکن

سرخوش از گلبار شعرم ، بیخود از خود میشوم

من پر از آرامشم امروز را هارم نکن

من زمینی نیستم شاید، سکوتم بهتر است

خواهشا دست مرا ول کن، گرفتارم نکن

من "نازنین" غزلهایم، چرایش را نپرس

با دلیل و حرف و منطق ، باز آزارم نکن.

 

هرکه پیشانی او زخم شده مومن نیست پیر وادی شدن ای دوست! به سال و سن نیست!

دین کجا گفته که همسایه ی خود را ول کن؟ دین کجا گفته که دل را ز خدا غافل کن؟؟

دین کجا گفته که چون کبک ببر سر در برف؟ دین کجا گفته فقط مغلطه باشد در حرف؟؟

دین کجا گفته جواب سخن حق تیر است؟؟ دین کجا گفته که بیچاره شدن تقدیر است!؟

دین نگفته ست ببر آبروی مومن را؟ دین نوشته است بخر آبروی مومن را

به خدا سخت در انجام خطا غرق شدیم ناخدا جان!همه در غیر خدا غرق شدیم

دل خوشی مان همه این است:مسلمان هستیم فخر داریم که:ما پیرو قرآن هستیم

ما مسلمان دروغیم!... مسلمان فریب! همه ی دغدغه مان این شده: گندم؟ یاسیب؟...

هر که از راه رسید آبروی دین را برد! هر که آمد فقط از گرده ی این مذهب خورد!

آب راکد بشود، قطع و یقین می گندد! غرب یکدست به دینداری مان می خندد!

در نمازت "خم ابروی نگار" آوردی! با عبادات چنین, گند به بار آوردی!

هرچه را گم بکنی وقت نمازت پیداست اصلا انگار نه انگار خدا آن بالاست!

چه نمازی ست که یک ذره خدایی نشده؟؟

 

نازنینم ، کم نشان گیر از دو چشمانت مرا

از کمان ابروانت کم بزن با تیر مژگانت مرا

شد مسافر ، قلب من بر قلب تو ،

آیا شود کاسه ی آبی بپاشی ، رد کنی از زیر قرآنت مرا

چشمهایت نه مسلمان ، نه مسیحی ، آتشند همچو آتشگاه زرتشت ،

سوخت چشمانت مرا کم بیاویزش ، کمند گیسوان از پنجره یا بدارم کن ، بیاویزم ،

به زولفانت مرا پشت در ایستاده ام ، پژمرده شد گل در دلم یا گشا در ، یا بکن بر خانه دربانت مرا

بره آهوی دلم ، شد خسته از آوارگی با کمندت کن اسیرش ، یا که قربانت مرا

کودک قلبم بنالد روز و شب از تشنگی سنگدل ، جامی ، خمی، پیمانه از جانت مرا

شد مریضت دل ، دلا پس نوش دارویت کجاست بعد مرگم از چه کار آید ، تو درمانت مرا

داود همراز گوید گر زدی صد مهرداغت بر دلم از جهنم میکشد بیرون ، نشان داغ پیمانت مرا.....

 

درطبیعت بی گمان هرجانور هست هنگام سیری بی خطر

من نمی دانم چرا نوع بشر وقت سیری می شود خونخوارتر !!!

درمیان جنگل دور و دراز هیچ حیوان دیده ای همجنس باز ؟!

هیچ شیری دیده ای در بیشه زار جمع شیران را کشد بالای دار ؟!

هیچ آیا دیده ای مرغان عشق بس خیانت ها کنند در حق عشق؟!!!

. هیچ گرگی بوده کز بهر مقام گرگها را کرده باشد قتل عام ؟!

هیچ ماری دیده ای با زهر خود کُشته ها برپا کند در شهر خود ؟!

هیچ میمون ساخته بمب اتم تا که هستی را کند از صحنه گُم ؟!!!

دیده ای هرگز الاغی باربر مین گذارد کار زیر پای خر ؟!

هیچ اسبی دیده ای غیبت کند ؟! یا به اسب دیگری تهمت زند ؟!!

هیچ خرسی آتش افروزی کند ؟! یا گرازی خانمان سوزی کند ؟!!!

هیچ گاوی دیده ای کز اعتیاد داده گاو و گاوداری را به باد ؟!!

پس چرا ؟ انسان با عقل و خرد آبروی دام و دد را می برد ؟!!

پس بُوَد دیوانه بی آزارتر زان که محروم است از عقل بشر

مولوی استاد حکمت در جهان کرده بس این نکته را شیرین بیان

آزمودم عقل دوراندیش را بعد از این دیوانه سازم خویش را

 

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد

خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم کرد

آمدم گریه کنم تا تو نگاهم بکنی

چون ستاره به تماشای شب تارم کرد

آمدی خواب مرا از چه پریشان کردی

گفتی عاشق شده ام عشق تو بیمارم کرد

آمدی خانه ی ویرانه گلستان کردی

بوسه ای از لب تو شهره ی بازارم کرد

آمدی دل ببری؛ یا بخری؛ فهمیدم وقت خواب آمدی و عطر تو شکارم کرد

خنده های نمکینت تو چه دانی که چه کرد

خشک بودم چو کویر لطف تو گلزارم کرد

تا تو را دیدم و دل را به تو دادم آنشب

مست بودم که به شب مهر تو دلدارم کرد

چشممان خورد بهم پلک چو رقصید آنجا

نگه مست تو در دست صبا یارم کرد

 

صبحت به خیر آفتابم!...

دیشب نخوابیدی انگار این شانه ها گرم و خیسند...

تا صبح باریدی انگار دنیای تو یک نفر بود...

دنیای من خالی از تو... من در هوای تو و...

تو جز من نمی دیدی انگار هربار یک بغض کهنه، روی سرت خالی ام کرد تو مهربان بودی آنقدر...

طوری که نشنیدی انگار گفتم که حالِ بدم را فردا به رویم نیاور

با خنده گفتی: تو خوبی...یعنی که فهمیدی انگار تا زود خوابم بگیرد...آرام...آرام...آرام…

از "عشق" گفتی...دلم ریخت...اما تو ترسیدی انگار

گفتی: رها کن خودت را...پیشم که هستی خودت باش

گفتم: اگر من نباشم!؟...با بغض خندیدی انگار

صبح است و تب دارم از تو...

این گونه ها داغ و خیسند در خواب،

پیشانی ام را با گریه بوسیدی انگار...!

تعداد بازدید از این صفحه : 3257 ساعت و تاریخ انتشار : 00 : 00 : 00 -622/10/10


آخرین مطالب مشابه

متن های زیبا و فوق العاده (1) اشعار بسیار زیبا و دلنشین(1) دل نوشته های زیبا و تکان دهنده جملات کوتاه و ارزشمند از بزرگان اس ام اس عید سعید فطر اس ام اس عاشقانه و دلتنگی سخنان زیبا و آموزنده الهی قمشه ای دل نوشته های زیبا اس ام اس خنده دار روز مرد پیامک های تولد حضرت علی (ع)

شما هم نظر بدهید


جدیدترین مطالب

مطالب پیشنهادی